ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

74

مجمع التواريخ ( فارسى )

جمعيتى بر سر او منعقد نشد بلكه اكثر قلاع اطاعت او ننموده بغى اختيار نمودند و بعد از چند روز از اصفهان خبر رسيد كه سركردگان كرمان كه اسير افغان شده بودند و افاغنه آنها را روانهء اصفهان نموده بودند بعد از ورود بملازمت اشرف كه پادشاه افاغنه بود اول حكم بقتل آنها نمود و سركردگان از خوف جان بعد از عجز و الحاح متعهد شدند كه اگر سردارى و سرفوجى از شما همراه شود ما جميع بلاد كرمان را مطيع و منقاد شما ميسازيم بلكه اگر تواند شد سعى در بدست آوردن و قيد نمودن يا كشتن يا بدر كردن سيد احمد شاه از بلاد كرمان مينمائيم . پادشاه افغان از شنيدن اين سخن اظهار ابتهاج نموده آنها را خلعت داده وعده‌هاى جميل نمود و عبد اللّه خان نام بلوچ را بسردارى چهار هزار سوار افغان و در گزينى و كرد كه در آن وقت همهء اين طوايف مطيع افغان بودند روانهء كرمان نمود . سيد احمد شاه از شنيدن اين خبر مضطرب شده متحير در عواقب كار خود گرديد . در سنهء يك هزار و يك صد و چهل ( 1140 ) هجرى مقارن رفتن لشكر افغان بر سرسيد احمد شاه بكرمان شاه طهماسب نيز شكست از رومى يافته از بلاد آذربايجان برآمد ميخواست كه بملك گيلان رود چنانچه بعون اللّه تعالى بتفصيل در محل خود ذكر خواهد شد . ذكر آمدن قوم ارس بملك گيلان و تصرف نمودن ارس آن ملك را و قضايائى كه در آن حين واقع شد مستور نماناد كه مقارن آن فوج ارس بر جهازات از راه درياى طبرستان به قصد تسخير گيلان وارد گيلان بيه پس كه حاكم نشين آنجا شهر رشت و فومن است و بندر آنجا كه لنگرگاه و مرساى جهازات و سفاين است لنگرود و رودسر گويند شدند و تسخير بلاد گيلان بيه پيش و بيه پس هر دو نمودند و بيان اين مقال و تفصيل اين اجمال را ميرزا مهديخان مصنف تاريخ نادرى به طول و بسط مذكور نموده پس ناچار شاه طهماسب عطف عنان نموده از توابع قزوين گذشته برى و طهران وارد گرديد و از آنجا نيز از